گزیده‌ی سروده‌ها

اشعار

۱۱۹ شعر

قصیده

امید وصل

گر به زلف تو میسر شودم دسترسی
نیست دیگر به دلم هیچ تمنا ز کسی

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

دل دانا

دل دانا چند با ناله و افغان غم دنیا داری
اینکه فانی است چرا غصه بی‌جا داری

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

بار محبت

خبر از سوز و گداز من دیوانه نداری
شمع بزمی، خبر از حالت پروانه نداری

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

رسم وفا

با هیچ کسی وفا نداری
یا مهر و وفا به ما نداری

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

افسانه شیرین

دل، ترا خواست گرفتار عذابش کردی
دیده مشتاق تو گردید پرآبش کردی

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

صفای روح

تو همزمان من و یادگار عهد شبابی
تو همچو نشئهٔ آرام‌بخش جامِ شرابی

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

جستجو

بر دل پر امید من عشق تو زد جوانه‌ای
کز اثرش به هر نفس سازکنم ترانه‌ای

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

باغ دل

دیگر ز من نخواهید اشعار عاشقانه
ز این پس دگر نخواهم بزم و گل و ترانه

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

طریق بندگی

ای دل بیا از عشق او دیوانه شو دیوانه شو
با هرکه جز آن آشنا بیگانه شو بیگانه شو

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

بی‌پروا

اگر خاک در میخانه‌ام من
چرا منعم کنی دیوانه‌ام من

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

پرتو حسن

شانه به زلف می‌زند دلبر گل‌عذار من
صبر و قرار می‌برد از دل بی‌قرار من

۱۴۰۵/۰۴/۱۴
غزل

معرفت

ای دل بیا با معرفت راهی به حق پیدا کنیم
خود را ز عشق پاک تو دیوانه و شیدا کنیم

۱۴۰۵/۰۴/۱۴