گفتار نخست ، به قلمِ شاعر

حاج مسعود بصیری

«متخلص به مسعود»

گفتار نخست ، به قلمِ شاعر

مَا اسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفیقی اِلّا بِاللهِ

ستایش و سپاسِ بی‌کران خدای را که مرا از لطفِ بی‌کرانِ خویش توفیق ارزانی داشت و بر آن داشت تا بتوانم آنچه را احساس می‌کنم به نظم آورم؛ و نیز توفیق داد که آثارِ خود را که به پرتوِ طبعِ خویش آراسته‌ام، در اختیارِ دوستانِ ادب و سخن‌سنجان قرار دهم. هرچند مرا بر آنِ ناقابل اختیاری نیست و آثارِ خود را این‌گونه نمی‌ستایم، امّا می‌توانم ادعا کنم آنچه در این مجموعه شعر به چشم می‌خورد، یکسره از «قافیه‌پردازیِ» صِرف به‌دور است؛ چراکه احساساتِ راستین، سرچشمه‌ای است که خداوندِ احد در وجودم آفریده است.

در اینجا لازم می‌دانم از آقای احمد غفورزاده «طلایی»، مدیر و مؤسسِ انجمنِ ادبی و هنری سعدی، که با نوشتنِ مقدمه‌ای جالب و تحقیقی بر «قصهٔ دل»، به این کتاب روانی و اعتبار بخشیدند، سپاسگزاری کنم؛ و همچنین از آقای فضل‌الله شیرانی «سخا»، شاعرِ جوان و زیبا-احساسِ اصفهان، که در انتخاب و تنظیمِ اشعارِ این کتاب صمیمانه همکاری نمود، کمالِ تشکّر را دارم؛ و نیز از آقای احمدرضا فروتن که از خوش‌نویسانِ زبردست است، و از کلیهٔ استادان و دوستانِ شاعرم که با سرودنِ اشعارِ دل‌نشین و ماده‌تاریخ‌هایی زیبا، «قصهٔ دل» را موردِ لطف و تشویق قرار دادند، سپاسگزارم و توفیقِ آنان را از بارگاهِ خداوند خواستارم.

در خاتمه باید به‌عرضِ خوانندگانِ گرامی برسانم که این مجموعه، تنها قسمتی از آثارم بوده که در سنِّ چهل و پنج سالگی منتشر کردم، و امید است مقبولِ طبعِ سخن‌وران و صاحب‌ذوقانِ گرامی افتد.

مسعود بصیری «متخلص به مسعود»

حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

در پایانِ این گفتار، حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را که ترسیم‌گرِ مراحلِ سلوکِ اولیای الهی است، به‌عنوانِ حُسنِ ختام می‌آورم:

عَنْ مَولَی المُوَحّدینَ، أمیرِالمؤمنین علیِّ بنِ أبی‌طالبٍ علیه‌السلام:

«إنَّ لِلّهِ تَعالی شَراباً لِأولیائِهِ: إذا شَرِبوا سَکِروا، وَ إذا سَکِروا طَرِبوا، وَ إذا طَرِبوا طابوا، وَ إذا طابوا ذابوا، وَ إذا ذابوا خَلَصوا، وَ إذا خَلَصوا طَلَبوا، وَ إذا طَلَبوا وَجَدوا، وَ إذا وَجَدوا وَصَلوا، وَ إذا وَصَلوا اتَّصَلوا، وَ إذا اتَّصَلوا لا فَرقَ بَینَهُم وَ بَینَ حَبیبِهِم.»


ترجمه

همانا خدای را برای دوستانش شرابی است: چون از آن بنوشند، مست شوند؛ و چون مست شوند، به وجد و شادی آیند؛ و چون به وجد آیند، پاک و خوش‌سرشت گردند؛ و چون پاک شوند، بگدازند [و از خودی رها شوند]؛ و چون بگدازند، خالص شوند؛ و چون خالص شوند، به طلب برخیزند؛ و چون طلب کنند، بیابند؛ و چون بیابند، به وصال رسند؛ و چون به وصال رسند، به او بپیوندند؛ و چون بپیوندند، دیگر میانِ آنان و محبوبشان جدایی نمانَد.

این کلامِ نورانی در منابعِ عرفانی (از جمله جامع‌الاسرارِ سید حیدر آملی) از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده و مراتبِ نُه‌گانهٔ سلوکِ اهلِ حق را از «نوشیدن» تا «اتصالِ کامل با محبوب» ترسیم می‌کند.

زد رقم تاریخ این مجموعه را مسعود و گفتا دلگشای اهل دل باشد کتاب قصه دل