اشعار
مست تولا
عاشق و شیدای توام یا علی ✦ غرق تمنای توام یا علی
بر سر سودای توام یا علی ✦ سرخوش صهبای توام یا علی
مشکل گشا
ای آن که بر ما مشکل گشایی ✦ ملک جهان را فرمانروایی
هم کردگار ارض و سمایی ✦ هم دستگیر هر بینوایی
مقصد مسعود
عاشق جانانه شدم ✦ با همه بیگانه شدم ✦ عازم میخانه شدم
رفتم و دیوانه شدم
مولای درویشان
جانم علی جانم علی ✦ ای جان جانانم علی
سخن شیوا
ای ساقی مهسیما ✦ ای باخبر از دلها
یکدم نشوی جویا ✦ از حال من شیدا
تضمین غزل
چنان ز باده توحید شاد و سرمستم
که نیست باورم از شوق در جهان هستم
آیینه
خود در آیینه نظر کن گاهی
تا ببینی که توئی یا ماهی
بهار جوانی
مکن با من ای گل تو نامهربانی
که دایم نباشد بهار جوانی
عشق دوست
درون سینهٔ من آتشی است پنهانی
که همچو شمع بسوزد مرا به آسانی
شکوه از تنهایی
مرا از دست فراقت نه شور ماند و نه حالی
گذشت عمر عزیزم ولی به خواب و خیالی
راه کمال
از بادهٔ محبت گر جرعهای بنوشی
از هرچه دیده بیند چشم طمع بپوشی
دیار محبت
اگر مجال رسد از برای دل نفسی
برم شکایت خود را به پیش دادرسی