غزل

دل پاک

۱۴۰۵/۰۴/۱۲ ۳۴

۰ رأی

از کتابِ: آوای دل

مستی از پای درافتادن و مدهوشی نیست
نشئة عاشق صادق زقدح نوشی نیست
یاد معشوق کجا محو شود از نظرم
آتش عشق مرا سردی و خاموشی نیست
گردلی پاک تعلق به کسی پیدا کرد
کار عشق است نیازی به هم آغوشی نیست
با صراحت سخنت را چو بگویی درجمع
هیچ جای گله از صحبت دروشی نیست
دادخود را بستان چون که پیمبر فرمود
حق اگر با تو بود جای نظر پوشی نیست
آن چه مسعود ترا می دهد از بند نجات
غیرفرمان خداوند که بنیوشی نیست

معنی شعر

این غزل عرفانی دربارهٔ عشق حقیقی و معنوی سخن می‌گوید که با مستی ظاهری و شهوانی فرق دارد. شاعر تأکید می‌کند که عشق واقعی نیازی به جسم و نزدیکی جسمانی ندارد، بلکه تعلق دل پاک است. او می‌گوید که یاد معشوق از دلش محو نمی‌شود و آتشِ عشقش همواره شعله‌ور است. همچنین تأکید می‌کند که باید با صراحت سخن گفت و حق خود را طلبید، و نهایتاً تنها راه رهایی، پیروی از فرمان خداوند است. لحن شعر پاک‌دلانه، صادقانه و با رنگ عرفانی و اخلاقی است.