ای پهلوان نامی و ای شیرنیک خوی
ای قهرمان کشور و ای گُرد رزمجوی
ای قهرمان کشور و ای گُرد رزمجوی
خواهی اگر که صاحب نام و نشان شوی
راه علی برو که کنی کسب آبروی
راه علی برو که کنی کسب آبروی
باشی اگر مدام تو خدمتگزار خلق
هرجا که بگذری ز تو دارند گفتگوی
هرجا که بگذری ز تو دارند گفتگوی
خدمت به خلق میکن و اجر از خدا طلب
جز راه خیر هیچ رهی را دگر مپوی
جز راه خیر هیچ رهی را دگر مپوی
آنگه که با حریف به میدان قدم نهی
با آورو و مهر و ادب گرد روبروی
با آورو و مهر و ادب گرد روبروی
ذکر تو یا علی شود و یاورت علی
هم بخشدت خدای علی عزّ و آبروی
هم بخشدت خدای علی عزّ و آبروی
گردد ز شاهنامه فزونتر کلام ما
گر آنکه رسم و راه تو گوییم مو به موی
گر آنکه رسم و راه تو گوییم مو به موی
در زندگی مپوی به جز راه معرفت
بگذار بعد مرگ بگویند حیف از اوی
بگذار بعد مرگ بگویند حیف از اوی
مسعود تا که لب به سخن باز میکنی
غیر از صفات مردم آزاده را مگوی
غیر از صفات مردم آزاده را مگوی
معنی شعر
این شعر، پندنامهای است به پهلوانان و دلاوران. شاعر با الهام از آموزههای اخلاقی فردوسی و تعالیم علوی، راه درستی و جوانمردی را به رزمجویان میآموزد: خدمت به خلق، پیروی از راه علی(ع)، رفتار محترمانه با رقیب، جستجوی معرفت و پرهیز از راههای ناپسند. شاعر تأکید میکند که آبروی حقیقی در خدمت به مردم و پیروی از راه خیر است، نه صرفاً در زور و توانایی جنگی. در پایان، به خود یادآوری میکند که سخن از فضائل انسانی بگوید.