قطعه

مرثیه‌ای برای برادر

۱۴۰۵/۰۴/۱۴ ۱۶

۰ رأی

از کتابِ: آوای دل

خوانشِ شعر
۰:۰۰ / ۰:۰۰
مرثیه‌ای برای برادر

برادر بزرگتر شاعر

کو آن هدایت من و چون شد برادرم
برگو کجاست مونس با جان برابرم
سیل سرشک بر رخ من موج می‌زند
یاد تو هست نقش دل و لوح خاطرم
مرگ تو زد ترک به دل داغدار من
گویی که چون سپند فتاده در آذرم
تقدیر آنچه بود به گردن نهاده‌ایم
اما ز رنج‌ها که تو بردی مکدرم
گویا که بود قسمت من داغ مرگ تو
این بود قسمت من و این شد مقدرم
داغ عنایت ارچه مرا پر کرده بود
داغ تو هم نهاد به دل، داغ دیگرم
زار حسین و عزای او
از خوان او تو بهره‌وری هست باورم
مسعود می‌کند ز غمت ناله و فغان
گوید اجل گرفت ز دستم برادرم
به یاد مرحوم حاج هدایت الله بصیری

معنی شعر

این شعر مرثیه‌ای است دردناک در سوگ برادر درگذشته. شاعر با حسرت و اندوه از فقدان یار و همدم خود می‌نالد و از تنهایی و غم جدایی سخن می‌گوید. او مرگ برادر را چون داغی بر دل و آتشی در جان خود احساس می‌کند. با اینکه تقدیر الهی را می‌پذیرد، اما از رنج‌های برادر در زندگی و فراق او سخت اندوهگین است. در پایان به مسعود (فرزند یا برادر دیگر) اشاره می‌کند که او نیز در ماتم این مرگ ناله و فغان سر می‌دهد. اشاره به عزای حسین نیز بُعد معنوی و مذهبی شعر را نمایان می‌سازد.