قطعه

درفقدان مادر

۱۴۰۵/۰۴/۱۴ ۱۸

۰ رأی

از کتابِ: آوای دل

بی‌تو جام شعر من مادر از شراب واژه‌ها خالی است
تا ابد جای تو با گرمی در دل درد آشنای خالی است
در کویر خشک تنهایی تشنه‌لب افتاده‌ام مدهوش
بی‌تو تنها مانده‌ام تنها بی‌تو خاموشم چنین خاموش
رفتی و هرشب خیال تو در وجودم راه می‌جوید
یاد تو با یک جهان احساس از برایم قصه می‌گوید
سال‌ها در سایهٔ مهرت با دلی آسوده آسودم
با بیان گرم و شیرینت از غم دنیا رها بودم
گرچه هجران تو چون باری هست سنگین بر سردوشم
حال هم کز این جهان رفتی کی شود یادت فراموشم
یاد آرم گفته‌هایت را کی پسرجان از تو خشنودم
هر زمان هرجا گشودی لب دم‌به‌دم گفتی که مسعودم

معنی شعر

این شعر، مرثیه‌ای است صمیمی در سوگ مادر. شاعر بیان می‌کند که بدون مادر، شعرش از معنا تهی شده و جای گرم او در قلبش همیشه خالی خواهد ماند. او خود را در کویر تنهایی احساس می‌کند و بدون مادر، خاموش و بی‌حرف مانده است. خاطره‌های مادر هر شب در ذهنش زنده می‌شود و یاد او برایش قصه‌ها می‌گوید. شاعر سال‌ها در سایه مهر مادر آرامش یافته و از غم‌های دنیا رها بوده است. اگرچه فراق مادر باری سنگین بر دوشش است، اما هرگز یادش را فراموش نخواهد کرد و همواره سخنان پر مهر او را که او را «پسرجان» و «مسعود» می‌خواند، به یاد می‌آورد.