احادیث دوازده‌گانه

پندهای آسمانی (حدیث پنجم)

۱۴۰۵/۰۴/۱۸ ۲۱

۰ رأی

از کتابِ: آوای دل

در نظر آمد حدیثی از علی
آن که باشد حق‌تعالی را ولی
گفت: ما را آمد از پروردگار
رحمت و فضل و کرامت، بی‌شمار
هم نبی آمد که گردد راهبر
هم کتاب از بهرِ احیای بشر
هم ز قرآن و ز انجیل و زبور
هم ز تورات و ز وحیِ کوهِ طور
از میانِ چار متنِ هر کتاب
نکته‌ای برجسته کردم انتخاب
من ز تورات این سخن آموختم
لب ز گفتن‌های بی‌جا بر دوختم
چون سکوت از یاوه‌گویی بهتر است
حرفِ حق ارزنده‌تر از گوهر است
هم ز انجیل این سخن دریافتم
با قناعت در زمانه ساختم
چون قناعت‌پیشه دل بر حق ببست
از علایق رشتهٔ الفت گسست
در زبور این نکته را فهمیده‌ام
دامن از هر شهوتی برچیده‌ام
آن که ترکِ شهوتِ دنیا کند
با حقیقت جانِ خود احیا کند
لیک قرآن می‌دهد درسِ دگر
با تو می‌گویم که گردی باخبر
کن توکل بر خداوندِ جهان
دیدهٔ یاری بپوش از دیگران
پایِ خود مگذار بیرون از گلیم
تا شوی آسوده از هر خوف و بیم
چون توکل اعتمادِ جان شود
کارِ مشکل بر همه آسان شود
هر که گردد از توکل بهره‌ور
کی شود از رنجِ دنیا باخبر
پندآموزی کن از درسِ علی
تا دلت گردد ز فیضش منجلی
همچو مسعود از علی آموز پند
تا که فارغ گردی از هر قید و بند

معنی شعر

این شعر، حکمتی منسوب به امام علی را بازگو می‌کند و چهار درس بزرگ اخلاقی را از کتاب‌های آسمانی بیان می‌دارد. شاعر می‌گوید که از تورات سکوت و پرهیز از سخنان بیهوده را آموخته، از انجیل قناعت و بی‌نیازی، از زبور دوری از شهوت و دلبستگی‌های دنیا، و از قرآن توکل و اعتماد کامل به خداوند را فرا گرفته است.

پیام شعر آن است که انسان با عمل به این چهار اصل؛ یعنی سکوتِ حکیمانه، قناعت، پاکدامنی و توکل، می‌تواند به آرامش، عزت و کمال معنوی دست یابد و از بسیاری از رنج‌ها و وابستگی‌های دنیا رهایی پیدا کند.