گفت دانشمندی از اهلِ بتول
این سخن با صادقِ آلِ رسول
این سخن با صادقِ آلِ رسول
کای بهین رهبر، امامِ دینپناه
ای در اقلیمِ ولایت، پادشاه
ای در اقلیمِ ولایت، پادشاه
بهرِ هر انسان، به هنگامِ زوال
جان گرامیتر بود یا آنکه مال؟
جان گرامیتر بود یا آنکه مال؟
گفت حضرت: جان گرامیتر بود
مردِکی پابندِ سیم و زر بود
مردِکی پابندِ سیم و زر بود
باز گفت: ای مایهٔ فخرِ زمان
حفظِ ناموس است بهتر یا که جان؟
حفظِ ناموس است بهتر یا که جان؟
گفت: جان را آنقدرها قدر نیست
در برِ ناموس، جانِ مرد چیست؟
در برِ ناموس، جانِ مرد چیست؟
بارِ دیگر گفت: ای نیکونهاد
چون برایِ کس رسد روزِ جهاد
چون برایِ کس رسد روزِ جهاد
امر فرما، رادمردِ راستین
دیده از ناموس پوشد یا ز دین؟
دیده از ناموس پوشد یا ز دین؟
داد پاسخ آن امامِ انس و جان:
پایِ دین، روزی که آید در میان،
پایِ دین، روزی که آید در میان،
در رهِ دین باید از دنیا گذشت
هر چه داری، باید از آنها گذشت
هر چه داری، باید از آنها گذشت
بهرِ حق گر جانِ خود کردی نثار
حفظِ ناموست به دستِ او سپار
حفظِ ناموست به دستِ او سپار
گر که باشی پاکدین و حقپرست
در رهش، گیرم که رفتی، او که هست؟
در رهش، گیرم که رفتی، او که هست؟
خود که دانی در زمینِ کربلا
جدِّ پاکم، خامسِ آلِ عبا
جدِّ پاکم، خامسِ آلِ عبا
چون دل از عشقِ خدا سرشار کرد
جان و مالِ خویش را ایثار کرد
جان و مالِ خویش را ایثار کرد
در رهِ دین داد از کف هر چه داشت
غیرِ دین بر رویِ عالم پا گذاشت
غیرِ دین بر رویِ عالم پا گذاشت
شد شهید آن خسروِ آزادهمرد
دستِ حق ناموسِ او را حفظ کرد
دستِ حق ناموسِ او را حفظ کرد
دیده بگشا تا که این عالم برپاست
نامِ او همواره بر عرشِ علاست
نامِ او همواره بر عرشِ علاست
چون حسینِ بن علی، شاهِ شهید
رادمردی عالمِ امکان ندید
رادمردی عالمِ امکان ندید
هر که مسعود از میِ وحدت چشید
دست از خود شست و دل از جان برید
دست از خود شست و دل از جان برید
معنی شعر
این شعر گفتوگویی میان فردی دانشمند و امام جعفر صادق را روایت میکند. پرسش از اینجا آغاز میشود که در زندگی، کدام ارزش برتر است: مال، جان، ناموس یا دین؟
امام(ع) در پاسخ، بهتدریج مراتب ارزشها را بیان میکنند و در نهایت روشن میسازند که هنگامی که دین و حقیقت در معرض خطر قرار گیرد، حتی جان و همه داراییهای انسان نیز باید در راه آن فدا شود. شاعر برای اثبات این حقیقت، به قیام امام حسین در کربلا اشاره میکند؛ جایی که آن حضرت برای پاسداری از دین، از جان، خانواده و همه داشتههای خود گذشت و نامش برای همیشه جاودانه شد.
پیام اصلی شعر آن است که ایمان و حقیقت، والاترین سرمایه انساناند و هر کس در راه خدا از خود بگذرد، به مقام جاودانگی و عزت خواهد رسید.
امام(ع) در پاسخ، بهتدریج مراتب ارزشها را بیان میکنند و در نهایت روشن میسازند که هنگامی که دین و حقیقت در معرض خطر قرار گیرد، حتی جان و همه داراییهای انسان نیز باید در راه آن فدا شود. شاعر برای اثبات این حقیقت، به قیام امام حسین در کربلا اشاره میکند؛ جایی که آن حضرت برای پاسداری از دین، از جان، خانواده و همه داشتههای خود گذشت و نامش برای همیشه جاودانه شد.
پیام اصلی شعر آن است که ایمان و حقیقت، والاترین سرمایه انساناند و هر کس در راه خدا از خود بگذرد، به مقام جاودانگی و عزت خواهد رسید.
پیشنهادی