رفت چون موسی شبی در کوهِ طور
شد دلش از شوقِ حق دریای نور
شد دلش از شوقِ حق دریای نور
با نیایش گفت با یزدانِ پاک
ای به امرت گشته پیدا آب و خاک
ای به امرت گشته پیدا آب و خاک
قدرتِ عالم همه در دستِ توست
هستیِ عالم نشانِ هستِ توست
هستیِ عالم نشانِ هستِ توست
با وجود آنکه از مایی نهان
مظهرت ظاهر به هر سوی جهان
مظهرت ظاهر به هر سوی جهان
گر جسارت میکنم در محضرت
از تو دارم چشمِ عفو و مغفرت
از تو دارم چشمِ عفو و مغفرت
باز دارم امشب از تو یک سؤال
پاسخم ده، ای خدای لایزال
پاسخم ده، ای خدای لایزال
ای وجودِ بیمثالت جاودان
گر تو هم بودی ز خیلِ بندگان
گر تو هم بودی ز خیلِ بندگان
تا خدا راضی شود بعد از سجود
بهترین طاعت که میکردی چه بود؟
بهترین طاعت که میکردی چه بود؟
نورِ حق در طور گردید آشکار
این ندا آمد ز سویِ کردگار:
این ندا آمد ز سویِ کردگار:
من به جای بندگان بودم اگر
مینمودم خدمتِ نوعِ بشر
مینمودم خدمتِ نوعِ بشر
گر که از احسان دلی احیا کنی
طاعتی باشد که بهرِ ما کنی
طاعتی باشد که بهرِ ما کنی
آن که را چشمِ حقیقتبین بود
شیوهٔ او خدمتِ مسکین بود
شیوهٔ او خدمتِ مسکین بود
هر که میخواهد مرا سازد رضا
خدمتِ بیچارگان آرد به جا
خدمتِ بیچارگان آرد به جا
آن که امیدش به لطفِ داور است
بندگانِ ناتوان را یاور است
بندگانِ ناتوان را یاور است
گر که مسعود، از پیِ نیکی روی
شاملِ الطافِ ذاتِ حق شوی
شاملِ الطافِ ذاتِ حق شوی
معنی شعر
این شعر، گفتوگویی عرفانی میان حضرت موسی(ع) و خداوند را به تصویر میکشد. حضرت موسی از پروردگار میپرسد که اگر خداوند به جای یکی از بندگان بود، برای جلب رضایت خود، بهترین عبادت را چه میدانست.
در پاسخ، ندایی الهی میرسد که برترین عبادت، خدمت به بندگان خدا، دستگیری از نیازمندان و شاد کردن دل انسانها است. شاعر تأکید میکند که عبادت تنها در نماز و سجده خلاصه نمیشود، بلکه یاری رساندن به مردم، بهویژه مستمندان و درماندگان، از بزرگترین اعمالی است که موجب رضایت خداوند خواهد شد.
در پاسخ، ندایی الهی میرسد که برترین عبادت، خدمت به بندگان خدا، دستگیری از نیازمندان و شاد کردن دل انسانها است. شاعر تأکید میکند که عبادت تنها در نماز و سجده خلاصه نمیشود، بلکه یاری رساندن به مردم، بهویژه مستمندان و درماندگان، از بزرگترین اعمالی است که موجب رضایت خداوند خواهد شد.
پیشنهادی