پس از حمدِ بخشندهٔ یزدانِ پاک
که از نورِ او شد جهان تابناک
که از نورِ او شد جهان تابناک
سلام و درود بر شمسالشموس
امیرِ خراسان و سلطانِ طوس
امیرِ خراسان و سلطانِ طوس
به مرآتِ حق، ثامنالاولیاء
شهِ دین، علیبنموسیالرضا
شهِ دین، علیبنموسیالرضا
سپس از رهِ صدق، با احترام
بگویم به خدمتگزاران سلام
بگویم به خدمتگزاران سلام
خدا هر که را خواست، همت دهد
بر آن بنده توفیقِ خدمت دهد
بر آن بنده توفیقِ خدمت دهد
ز جان بهرِ خدمت، قد افراشتن
بود شرطِ انسانیت داشتن
بود شرطِ انسانیت داشتن
به هر گام و هر حال یاری کند
موفق به خدمتگزاری کند
موفق به خدمتگزاری کند
به شهرِ هنرپرورِ اصفهان
شب و روز، مسعود گوید ز جان
شب و روز، مسعود گوید ز جان
ز ما هر دلی شاد و مسرور باد
ز خدمتگزارانِ بلاد و رُباد
ز خدمتگزارانِ بلاد و رُباد
معنی شعر
شاعر پس از ستایش خداوند، که آفریننده جهان و سرچشمه همه نورهاست، با نهایت ادب و ارادت بر حضرت امام رضا علیهالسلام، هشتمین امام شیعیان، سلام و درود میفرستد و ایشان را با القابی چون «شمسالشموس»، «سلطان طوس» و «ثامنالاولیاء» میستاید.
سپس خطاب به خدمتگزاران آستان مقدس امام رضا علیهالسلام بیان میکند که خدمت به بندگان خدا و زائران اهلبیت، توفیقی الهی است که تنها نصیب افراد شایسته میشود. از نگاه شاعر، خدمتگزاری نشانه همت بلند، انسانیت و اخلاص است و خداوند همواره یاور کسانی است که با نیت پاک در این مسیر گام برمیدارند.
در پایان نیز شاعر که خود را «مسعود» معرفی میکند، از شهر اصفهان برای همه خدمتگزاران و مردم شهرها و روستاها آرزوی شادی، سربلندی و موفقیت میکند.
سپس خطاب به خدمتگزاران آستان مقدس امام رضا علیهالسلام بیان میکند که خدمت به بندگان خدا و زائران اهلبیت، توفیقی الهی است که تنها نصیب افراد شایسته میشود. از نگاه شاعر، خدمتگزاری نشانه همت بلند، انسانیت و اخلاص است و خداوند همواره یاور کسانی است که با نیت پاک در این مسیر گام برمیدارند.
در پایان نیز شاعر که خود را «مسعود» معرفی میکند، از شهر اصفهان برای همه خدمتگزاران و مردم شهرها و روستاها آرزوی شادی، سربلندی و موفقیت میکند.